<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>مجموعه ی دروغ ها</title>
<link>https://kissmeagain.blogfa.com</link>
<description>ببین سحر همه چی درست میشه...قول میدم بهت...همه چی درست میشه....</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 19 Feb 2014 11:45:48 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>آهسته وحشی میشوم</title>
<link>https://kissmeagain.blogfa.com/post/295</link>
<description>گاهی وقتا کسی میشم که نمیشناسمشوووباورم نمیشه اون من عاشق اون روزا الان شده یکی دیگه... یکی که نمیشناسمش....مثل بچه های اتیسمی کسی حرفامو نمیفهمه.... اما یکی هست توی من گاهی سر بلند میکنه وحقیقت ادما رو تو روشون میکوبه وبعد من سعی می کنم با یه لبخند جمعش کنم واز دل ادما در بیارم.اما نظر واقعیمو همیشه اون ادم یهویی میگه..... اهسته وحشی میشوم.....</description>
<pubDate>Wed, 19 Feb 2014 11:45:48 +0330</pubDate>
<dc:creator>kissmeagain</dc:creator>
<guid>kissmeagain.blogfa.com/post/295</guid>
</item>
<item>
<title>تمام میشوم شبی</title>
<link>https://kissmeagain.blogfa.com/post/294</link>
<description>تمام میشوم شی فقط به من اشاره کن.... بغض گلو بریده ام.... تمام میشوم شبی..... فروغ فرخزاد میگه رو پیش زنی ببر غرورت را کو عشق تورا به هیچ نشمارد آن پیکر دردمندت را با مهر به روی سینه نشمارد... فروغ مردا رو به خوبی میشناسه...غم تو عراشو خوب میفهممم. هنوز تا مرحله ی رژلب قرمز خیلی فاصله دارم.... زنای اغواگر وبی قید شکست خورده ترین زنهان....</description>
<pubDate>Mon, 20 Jan 2014 10:17:47 +0330</pubDate>
<dc:creator>kissmeagain</dc:creator>
<guid>kissmeagain.blogfa.com/post/294</guid>
</item>
<item>
<title>تمام مردهای زندگی من</title>
<link>https://kissmeagain.blogfa.com/post/293</link>
<description>رمزیه</description>
<pubDate>Sun, 19 Jan 2014 14:47:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>kissmeagain</dc:creator>
<guid>kissmeagain.blogfa.com/post/293</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://kissmeagain.blogfa.com/post/292</link>
<description>من حرف زدمو دتر خندید وخندیدو به حرفای نه ماه قبلم والانم به شدت خندید.وگفت مطمئنم درست میشه.درستش اینه که درست شه.خانم نگران نباش... من دلم شور میزد و میزنه...دوست دارم برم تو غار تنهاییم. بعدا نوشت: دکتر روان پزشک بود</description>
<pubDate>Fri, 10 Jan 2014 16:21:47 +0330</pubDate>
<dc:creator>kissmeagain</dc:creator>
<guid>kissmeagain.blogfa.com/post/292</guid>
</item>
<item>
<title>بعد از مدتها سکوت</title>
<link>https://kissmeagain.blogfa.com/post/291</link>
<description>سلام.خیلیا خواسته بودن که از خودم بگمو این که چیکار میکنم.همه میدونن بعد از اون اتفاقا رفتم تو خلسه. خودمو فراموش کردم و سعی کردم هر چی از اون روزا مونده بود تو خودم بکشم.روزای سختی بود.خیلی سخت.مثل ترک اعتیاد.مثل یه ترکش تو کمر.اما تموم شدن....خودمو پیدا کردم..... من حالا یه معلمم.با یه عالمه شاگرد که دوستم دارن و واسه روزای کلاسم بی تابن و همشون هر جلسه واسم گل میارن وبهترین روزم..... روز معلم بود...که کادو گرفتم و اعتراف میکنم دوسشون دارم.</description>
<pubDate>Mon, 24 Jun 2013 20:21:41 +0330</pubDate>
<dc:creator>kissmeagain</dc:creator>
<guid>kissmeagain.blogfa.com/post/291</guid>
</item>
<item>
<title>happy new year</title>
<link>https://kissmeagain.blogfa.com/post/290</link>
<description>سال نو مبارک</description>
<pubDate>Wed, 27 Mar 2013 11:08:21 +0330</pubDate>
<dc:creator>kissmeagain</dc:creator>
<guid>kissmeagain.blogfa.com/post/290</guid>
</item>
<item>
<title>هر سی ونه روز حال رفیقتونو بپرسید اگه مرده بود به چهلمش برسید چشم به راه نمونه.</title>
<link>https://kissmeagain.blogfa.com/post/289</link>
<description></description>
<pubDate>Wed, 13 Mar 2013 23:45:24 +0330</pubDate>
<dc:creator>kissmeagain</dc:creator>
<guid>kissmeagain.blogfa.com/post/289</guid>
</item>
<item>
<title>حرف جدید؟</title>
<link>https://kissmeagain.blogfa.com/post/288</link>
<description>سلام.حرف جدیدی نیست.فقط دلم واسه اینجا تنگ شده بود.واسه نوشتن واسه همه چی.... فقط اومدم که بنویسم دلم تنگه وتنهام همین.....</description>
<pubDate>Sun, 10 Feb 2013 10:29:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>kissmeagain</dc:creator>
<guid>kissmeagain.blogfa.com/post/288</guid>
</item>
<item>
<title>بعد از....</title>
<link>https://kissmeagain.blogfa.com/post/287</link>
<description>از اخرین باری که نوشتم خیلی میگذره اما میومدم و میخوندم و سر میزدم.این وبلاگ گاهی واسم مثل خودکشی میموند.خوندن ارشیوش بخصوص دی تا فروردین نفسمو از گریه قطع میکرد.گاهی ادم دلش تنگ میشه خب...دست خودش نیست.... اعتراف میکنم دلم واسه ...تنگ میشه اما راهی که رفته بر گشتی نداره و باید این بار خودم...فقط خودم. پای زندگیمو بد و خوبش واستم... من و خود من...... همتونو میخونم و دوستتون دارم.هستم.زنده ام اما...فقط زنده ام...همین....</description>
<pubDate>Fri, 16 Nov 2012 19:45:34 +0330</pubDate>
<dc:creator>kissmeagain</dc:creator>
<guid>kissmeagain.blogfa.com/post/287</guid>
</item>
<item>
<title>جوابیه</title>
<link>https://kissmeagain.blogfa.com/post/286</link>
<description>چرا نمی تونی یکم مودبانه بنویسی که حال ادم بد نشه از خوندش؟بعد به چه اجازه ای راجع به دیگران این طوری نظر می دی؟اصلا فکر کردی که خودت جز کدوم دسته ای؟تو نوشته هات خیلی شبیه نوشته است؟اونی که دائم حرف از خود کشی و متادون و سقط بچه می زد و از متلک های پسر های شهرستانشون می گفت من بودم؟خوب شد نمردیمو معنی نوشته رو هم فهمیدم...به خودت بیا دختر جون..می دونم که ترسویی تایید نمی کنی.بارها دیدم که تایید نکردی دوست عزیز من واسه خودم مینویسم نظر ادماییی مثل یو به یه</description>
<pubDate>Wed, 03 Oct 2012 13:15:14 +0330</pubDate>
<dc:creator>kissmeagain</dc:creator>
<guid>kissmeagain.blogfa.com/post/286</guid>
</item>
</channel>
</rss>
